سودمندی و خوشایندی نوشتار هر نوشته‌ای با دو ویژگی،…

سودمندی و خوشایندی نوشتار

هر نوشته‌ای با دو ویژگی، «خواندنی» می‌شود: سودمندی و خوشایندی.

یک. سودمندی
نوشتۀ سودمند، همه يا بيشتر ویژگی‌های زیر را دارا است:
1. از مضمون و معنایی تازه و بکر برخوردار است؛ یا در مقدمات، یا در نتیجه. اگر نویسنده‌ای نه مقدمات و استدلالی تازه‌ دارد و نه به نتیجه‌ای جدید رسیده است، به هیچ وجه صلاح نیست که دست به قلم ببرد؛ وگرنه عرض خود برده و به دیگران زحمت داده است.
2. به سمت کلی‌گویی نمی‌رود. کلی‌گویی، متن را به انشا تبدیل می‌کند. انشانویسی، خطری مهلک برای هر نوشته‌‌ای است. انشا مانند فشار دادن پا بر پدال گاز خودرو است، در حالی که خلاص است. گاز بدون دنده، سر و صدای بیهوده تولید می‌کند و آزاردهنده است. خطر انشانویسی را از راه‌های مختلف می‌توان از پیش پای نوشتار برداشت؛ مانند ورود به جزئیات و مصادیق، غنی‌سازی علمی متن، هدفمندی و ارجاع به منابع لازم یا مفید.
3. ذهن خواننده را یا قانع می‌کند یا درگیر.
4. افقی جدید پیش روی خواننده می‌گشاید.
5. بیش از استدلال یا اطلاعاتی که ارائه می‌دهد، مدعایی ندارد.

دو. خوشایندی
خوشایندی یا لذت‌بخشی متن، به اندازۀ سودمندی آن، مهم و کارساز است؛ اما اکثر نویسندگان ما به آن نمی‌اندیشند یا برای رسیدن به آن، ناشی‌گری می‌کنند. خواندن، به‌خودی‌خود کاری سخت و ریاضت‌گونه است، و نویسندۀ ناشی، بر سختی کار و زحمت خواننده می‌افزاید. زبان فارسی نیز چالاکی و توانمندی زبان‌های اصلی دنیا را ندارد. به همین دلیل، متأسفانه بیشتر نوشته‌های فارسی‌زبانان خواننده‌آزار است. لذت‌بخشی، صفت اختیاری برای متن نیست؛ بلکه ضروری است و اگر کسی از عهدۀ آن برنمی‌آید، بهتر است کار و باری دیگر برگزیند یا جز به‌ضرورت دست به قلم نبرد.
لذت‌بخشی متن در گرو طیفی از مهارت‌های قلمی و آرایه‌های زبانی است؛ از تایپ پاکیزه تا تصویرسازی‌های هنرمندانه و مهندسی ماهرانۀ متن و تنوع در تعبیر و زاویۀ دید. برخی از مهم‌ترین مهارت‌ها و آرایه‌هایی که ممکن است متنی را «خواندنی» کند، به این شرح است:
1. پاکیزگی.
2. سادگی.
3. برابری کمّی و کیفی لفظ با معنا.
4. صمیمت.
5. ابتکار در تعبیر و و اعتدال در استفاده از کلیشه‌ها.
6. طنر ملیح، ملایم و پراکنده.
7. تدوین و چیدمان منطقی.
8. استفاده از آرایه‌های زیرپوستی.
9. مراعات شعور خواننده.
10. غنای واژگانی.
11. مناعت طبع و پرهیز از شیوه‌های دستمالی‌شده در بیان.
12. اهتمام‌ به تغییر ذائقۀ خواننده در ایستگاه‌های بین‌راهی.
13. تبدیل مطلب به نکته و نکته به مطلب در برخی پاراگراف‌ها.
14. استفاده از شگردهای روایت در داستان و سینما، مانند بازگشت(فلش‌بک) و پایان باز در آخر متن.
15. ظهور و بروز حالات روحی و شخصی نویسنده(مانند خشم، شادی، غم و هیجان) در متن؛ آن مقدار که به فضای علمی بحث لطمه نزند و بیش از حد آن را شخصی نکند.
16. برخی آرایه‌های سنتی، مانند تناسب و تلمیح و حسن مطلع.
خوشایندی نوشتار، بر پایه‌های دیگری نیز استوار است. شرح اصول نامبرده و غیر آن را به فرصتی دیگر می‌سپارم.

#رضا_بابایی
🌸