بارويِ شهر و تيرِ دعاي مظلومان! “سلطان علاء الدّين…

بارويِ شهر و تيرِ دعاي مظلومان!
“سلطان علاء الدّين كيقباد، باروي شهر به اتمام رسانيد. به حضرت بهاء ولد( پدرِ مولانا) التماس نموده است كه يك بار گِردِ بارو تفرّج نمايد. بهاء ولد فرمود كه از دفعِ سيل و منعِ خيل، نيكوبنيادي نهادي و قلعه ي استواري ساختي؛ امّا تيرِ دعاي مظلومان را چه تواني كردن كه از صد هزار بُرج و بدن مي گذرد و عالَم را خراب مي كند؟
جهدي كن تا قلعه ي احسان و عدل برآوري كه از هزاران حصار، بهتر است و أمنِ عالَم و أمانِ خَلق در آن است”.

*مناقب العارفين، ص ٥٤