تحلیل تأویلی و روایت‌محور حاجی فیروز…

تحلیل تأویلی و روایت‌محور حاجی فیروز

#دکتر_عبدالرضا_مدرس‌زاده

امروز کاملا روشن است که بخشی از کار انتقال فرهنگ و هویت ملت‌ها برعهده ادبیات عامه و مثل‌ها و متل‌هاست که به نوعی همه مرزهای مرسوم تاریخی و فرهنگی را آزادانه درمی‌نوردد و پیام موجود در بطن آن کارکرد عامیانه را به هرجا بخواهد می‌رساند.

در میان نمادها و نمودهای عامیانه و فرهنگ‌گستر که کارآیی آنها در روزهای نزدیک به نوروز بیشتر آشکار می‌شود، شخصیت شناخته‌شده حاجی‌فیروز البته نقش و جایگاهی کم‌نظیر و شایان توجه دارد.

این را هم می‌دانیم و می‌گوییم که همین حاجی‌فیروز، یک‌تنه توانسته‌است پیام‌های مورد انتظار را از همان سرچهارراه‌ها و پیاده‌روها و اجراهای خیابانی به‌هرسویی برساند و آشکار است که حاجی‌فیروز در دوران صلح و رفاه یک نقش داشته‌است و در روزگار جنگ یا کمبود و فشار اقتصادی هم یک نقش دیگر داشته‌است اما به همت جوانان خوش‌ذوق و فرهنگ‌گستر، میدان را از نقش سرخ و سیاه خویش محروم نکرده‌است.

باری؛ حاجی‌فیروز با هر شکل و شمایل که باشد، با همین نام و نشان و سر و وضع می‌تواند روایت‌گر بسیاری از کارکردهای فرهنگی و اجتماعی و ادبی ما باشد که به برخی از آنها فهرست‌وار اشاره می‌کنیم

١-کنارهم آمدن دو نام حاجی و فیروز که به‌گونه‌ای خلاف‌آمد هم می‌نماید؛ شاید طبیعی و اتفاقی و تصادفی باشد اما وقتی به یاد می‌آوریم که حاجی‌شدن پیش‌نیازی به نام استطاعت مالی دارد، درمی‌یابیم که این لقب حاجی گونه‌ای کاربرد طنزآمیز دارد و این که به خلاف برخی از حج‌برگشته‌ها که با مردم همدم و نزدیک نیستند، این حاجی البته حج‌نرفته، از جنس مردم و در میان مردم است.

٢-سیاه کردن چهره این شخصیت که گونه‌ای خارج‌شدن از عرف و هنجار معمول است، البته تاکید بر روسیاهی هنرمندانه و گذراست نه روسیاهی همیشگی که گاهی این روسیاهی، اتفاقا مخصوص کسانی‌است که آراستگی چهره ایشان توی ذوق هم می‌زند.

٣‌-نام فیروز هم روایتی از واژه کهن پیروز است که همپای نوروز همیشه کاربرد داشته‌است و البته در نگاهی کم‌سو، یادٱور فیروز ایرانی است که در جاهایی نماد برخی رفتارها در تاریخ صدر اسلام و تحولات عهد خلافت هم تواند بود.

۴-تاکید بر تعبیر سالی‌یک‌روز آمدن حاجی‌فیروز هم گویای نقش تاثیر‌گذار خرده‌فرهنگ‌ها در همان سالی یک‌بار است؛ حضوری کم وکوتاه اما پررنگ و جای‌گیر در ذهن و زبان.

۵-حاجی‌فیروز شکل و رنگ رسمی و مکتوب و قراردادی نداشته‌است و به‌گونه‌ای با بهره‌گیری از زیرساخت‌های اساطیری و فرهنگ‌عامه به بار نشسته‌است و این روایتی است از قدرت نفوذ و حضور عامه که منتظر ابلاغ و بخشنامه و آیین‌نامه نیست و همیشه برای انجام ماموریت فرهنگی خود آماده است.

۶-رنگ سرخ لباس این شخصیت هم اگر سابقه اساطیری‌اش را در نظر نگیریم، خود نوعی واکنش در برابر سیاه‌جامگان خلافت عباسی است و البته بهترین نماد برای شکوفایی و رویش و شکفتن در بهار و حامل پیامی به زبان رنگ با مفهوم به چشم آمدن و دیده‌شدن و به ذهن نشستن است.

٧- حرف‌زدن با صدایی خاص که کمتر در جاهایی دیگر به گوش می‌رسد، روایتی است از صدایی تازه و بی‌مانند برای رسانیدن پیامی خاص در روزهایی خاص.
🌸