‍ یاد ناصح مشفق به خیر باد #دکتر_عبدالرضا_مدرس‌زاده در…

‍ یاد ناصح مشفق به خیر باد

#دکتر_عبدالرضا_مدرس‌زاده

در آستانه رسیدن بهار و نوروز؛ تلخ‌ترین خبر می‌تواند خبر درگذشت استاد شیرین‌زبان ادب فارسی شادروان دکتر محمدمهدی ناصح استاد فقید دانشگاه فردوسی باشد که پس از سالها رنج بیماری و در خانه‌ماندن به دیار باقی شتافت.

نگارنده توفیق درک محضر ایشان را به هنگام تدریس‌شان نداشته‌است ولی هم از همان نیم‌سال نخست کارشناسی ادبیات در سه‌دهه پیش که در درس آیین نگارش کتاب ایشان (و دکتر یاحقی عزیز) را در دست گرفتم تا سال‌ها بعد که در همایش‌های ملی و بین‌المللی اجازه داشتم در کنار ایشان بنشینم و در محضرشان که در جایگاه هیات رییسه همایش جلوس داشتند، مقاله‌ام را بخوانم، خود را شاگرد ایشان می‌دانستم و این طنز ایشان را از یاد نمی‌برم که در همه همایش‌ها در قبال وقت‌کم‌آوردن سخنرانان و تذکر هیات رییسه به سخنران، ایشان با گویش شیرین خراسانی می‌فرمود من خودم آن‌قدر وقت سخنرانی از این همایش‌ها طلب دارم که خدا می‌داند و قرار است یک روزی حساب کنند!!

نیک می‌دانیم که همه استادان و معلمان در همه رشته‌ها به فضایلی از جمله ادب‌نفس و مناعت‌طبع و تسلط در تدریس و شیوه بیان و شوق برکشیدن شاگرد آراسته‌اند و البته روشن است که درصد و غلظت و شدت آنها در همه یکسان نباشد ولی در مواردی ممکن است یک صفت از آراستگی‌های شایان معلمی، در وجود کسی خوش نقش ببندد که همان صفت در دیگران از لونی‌دیگر باشد.

دکتر ناصح مردی به تمام معنی آزاده و مردم‌دوست و شاگردنواز بود و از این رو از او برخی خطاهای ممکن انسانی به آسانی به چشم نمی‌آمد و این خود می‌توانست مایه ارادت کسانی به ایشان باشد که حتی یک نشست در خدمت‌شان بوده‌اند.

در کارنامه استاد ناصح البته کار علمی کم نیست و اگر فقط مجموعه مقالات و سخنرانی‌های ایشان در همایش‌های داخلی و خارجی هم (که عصاره و نقاوه کوشش‌های ایشان است) ، گردآوری شود خود مجموعه‌ای خواندنی خواهد بود( که احتمالا ماموریت این کار با همکاران و شاگردان ایشان باشد) اما همان تصحیح تفسیر بیست جلدی روض‌الجنان ابوالفتوح رازی از قرآن کریم (با همکاری دکتر یاحقی) جدا از ارزش معنوی و قرآنی کار، برای ماندگاری ایشان بس می‌نماید.

این هم که استادان جوان دانشگاه‌ها؛ بعضا دکتر ناصح را در پیشرفت علمی و راه‌یابی‌های معلمی خود دخیل و موثر می‌دانند، نمود روشنی از تعهد و کاردانی و کوشش استاد فقید در کار معلمی خویش است.

استاد ناصح با آن که همه‌جا عزیز و گرامی و بر صدر بود، اما دو دهه پایان عمر را با داغ جانکاه و ناگهانی فرزند برومند و درس‌خوانده خویش سر کرد و دیگر آن شور و هیجان و تبسم‌های خراسانی‌اش که چون سرخی زعفران قاینات و پوست‌نازکی زرشک‌های تازه بیرجند بود، به دید نیامد.

اندوه درگذشت این استاد مهربان و نیک‌گفتار و سلیم‌النفس اکنون بر سر همه دوستان و همکاران و شاگردان ایشان سایه‌افکنده‌است که امید به درک و دریافت روح پاک ایشان از غفران الهی مایه آرامش و گساردن چنین غمی است.

یادش گرامی باد