تا تنور، گرم باشد؛ نان را قبول كند. ” بهاءالدّين سلطان…

تا تنور، گرم باشد؛
نان را قبول كند.
” بهاءالدّين سلطان ولد فرمود كه روزي حضرت پدرم، مولانا جلال الدّين، به من گفت كه بهاءالدّين!
خواهي كه دشمن را دوست داري و او تو را دوست دارد؛ چهل روز ، خير و نيكيِ او بگو؛ آن دشمن، دوستِ تو گردد؛ براي آن كه چنان كه از دل به زبان، راه است؛ از زبان به دل همچنان راه است.
محبّت خداي را نيز به نام هاي عزيزش توان دريافتن.
خدافرمود كه اي بندگان،زينهار زينهار، يادِ من بسيار كنيد تا صفائي حاصل شود؛ چندان كه صفا بيشتر، پرتوِ نورِ حق در آن دل بيشتر؛
همچنان كه تنورِ نانبا چندان كه گرم باشد، نان را قبول كند و چون سرد شود، قبول نكند”.

* مناقب العارفين، افلاكي، ص ٢٩٧