‍ ** بهاریه های عباس رسولی املشی ” ناگهان بهار ” ناگهان…

‍ ** بهاریه های عباس رسولی املشی

” ناگهان بهار ”

ناگهان تولّد شکوفه ها
رقص برگ، رقص گل تن تکانیِ درخت ها ناگهان ترانه های دلنشین رودها
شعرخوانی کلاغ ها شور و شوق یاکریم ها ناگهان… ناگهان… ناگهان بهار

« لبخند بهار »

سرسبزی و برگ و بار معنی می یافت
آن مژده انتظار معنی می یافت

در گلدانم شکوفه ای کرد سلام
با لبخندش بهار معنی می یافت

” بهار ”

آخر به سر انتظار كی می آيد
هنگام وصال يار كی می آيد

پژمرده شدم، طراوتی بايد و نيست
من منتظرم بهار كی می آيد

« منظره بهار »

باغ و گل و سبزه زار تقدیم شماست
این نغمه ی جویبار تقدیم شماست

با ما به تماشای طبیعت بنشین
صد منظره از بهار تقدیم شماست

« نفس سبز »

ديديم دگرباره شكوفا شدن تو
در گستره ی خاك هويدا شدن تو

اي فصل عزيزی كه پُر از خاطره هستی
كی می رود ازخاطره ها پا شدن تو

بيدار شد از خواب زمستاني خود، خاك
با نغمه ی شورآور برپا شدن تو

اين باغ چه زيبا شده از شوق حضورت
در باغ ببين اين همه زيبا شدن تو

تصوير قشنگی كه كشيدی به طبيعت
پيدا ست نشانی ز هويدا شدن تو

ديديم دميدی به زمين ای نفس سبز
ديديم دم سبز مسيحا شدن تو

#عباس_رسولی_املشی

👇👇
@forsatesabz98