نکوداشت استاد علامه دهخدا #دکتر_عبدالرضامدرس‌زاده هفتم…

نکوداشت استاد علامه دهخدا

#دکتر_عبدالرضامدرس‌زاده

هفتم اسفند ١٣٩٩ برابر است با شصت‌و‌پنجمین سال درگذشت علامه فقید و نامدار معاصر علی‌اکبر دهخدا که حقی بزرگ بر فرهنگ و ادبیات و زبان فارسی دارد و بایست او را خداوندگار پژوهش و لغت‌نویسی به شمار آورد.
دهخدا به سهم خود، شخصیتی جامع‌الاطراف دارد و بیشتر کارکردهای فرهنگی مانند روزنامه‌نگاری، شاعری، نویسندگی، تصحیح و ترجمه متون کهن و معاصر، توجه به فرهنگ‌عامه و سرانجام لغت‌نامه نویسی را تجربه کرده‌است.
روشن است که نقد و بررسی همه این جنبه‌ها به فرصتی بیشتر و قلمی تواناتر نیاز دارد، اما به اقرار همگان نمی‌توان کوشش دهخدا در تدوین لغت‌نامه را با کارهای دیگر او مقایسه کرد. اگرچه برخی از آن کارها مانند تصحیح متون هم فهرستی بلندبالا به اندازه پژوهش‌های چند استاد تمام‌وقت را در بر‌می‌گیرد.
دهخدا که همسر و فرزندی نداشت، همه فرصت و فراغت خود را در خواندن متون و یادداشت‌نوشتن گذرانید و آنچه امروز با نام لغت‌نامه در دست ماست؛ میراثی ماندگار و بی‌تکرار از مجاهدت شبانه‌روزی مردی است که خداوند متعال او را برای همین کار آفریده‌بود و این را می‌توان از مخالفت او با پذیرش انواع مشاغل پرجاذبه روزگارش فهم کرد.
لغت‌نامه دهخدا که البته فراتر از یک کتاب لغت و در نوع خود دایره‌المعارفی کم‌مانند در آن روزگار است چنان تاثیری بر نهاد مردان سیاست (که معمولا ربطی به فرهنگ ندارند) نهاد که برای نخستین‌بار -و تا امروز برای آخرین بار – مجلس شورا درباره چاپ یک کتاب و اثر فرهنگی، دستور جلسه داشته‌است و با این کار یعنی تاسیس سازمان لغت‌نامه از این سخن دهخدا که این کتاب نفیس را متعلق به مردم ایران می‌دانست، حمایت کردند.
دهخدا در نوع خود عیار و معیار مردان راستین اهل دانایی و فرزانگی است که سی‌سال روی زمین دوزانو نشست و نوشت و برای رسیدن به جاه و جلال ادبی و امتیازهای شغلی، قلم بر زمین ننهاد.
شاید برای برخی از نوجویان پرشتاب عصر ما که تب تند رسیدن دارند، خواندن سرگذشت دهخدا چیزی در حد داستان شگفتی‌ساز رستم باشد که به اغراق شاعرانه آمیخته‌است اما نکته امیدبخش که مانع هدررفت زحمات این تنهاترین دانشور ایران‌زمین است، همان یک‌یک مدخل‌ها و تک‌تک یادداشت‌هایی است که این قهرمان نامدار فرهنگ و ادبیات ایران زمین در میدان گسترده تاریخ فرهنگ برجای نهاده است.
درود بر روان تابناک او که لغت، نامه نکوداشتش را جز به خامه ناتوانی ننگارد.

🌸🌸