‍ 🔹چهارم اسفند سالروز درگذشت زنده یاد استاد دکتر رضا…

‍ 🔹چهارم اسفند سالروز درگذشت زنده یاد استاد دکتر رضا انزابی نژاد، استاد فقید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد است. (تاریخ درگذشت: ۴ اسفند ۱۳۹۱). قبر شریف ایشان در حیاط خواجه ربیع مشهد قرار دارد. روحش شاد و یادش گرامی. پیشتر متن زیر را به اشتراک گذاشتم و امروز باز در سالروز درگذشت ایشان آن را به اشتراک می گذارم.

🔹هر کتابی به دستم می رسد اول با اشتیاق “پیشگفتار” آن را می خوانم. حرف دل نویسنده را می توان در پیشگفتار دید. کتاب هایی که پیشگفتار ندارند و یا پیش گفتار کوتاهی دارند تو ذوقم می زند. میزان دانش نویسنده را می توان در متن کتاب دید اما پیشگفتار حکایتی دیگر دارد. از پیشگفتار کتاب می توان به شخصیت و اندیشه و دغدغه های نویسنده پی برد. این مقدمه را گفتم تا پیشگفتار یک کتاب را بخوانیم. دوره لیسانس در درس کشف الاسرار کتاب “نواخوان بزم صاحبدلان” اثر زنده یاد استاد دکتر رضا انزابی نژاد را خواندیم. این کتاب گزینش و گزارشی از کتاب ده جلدی کشف الاسرار میبدی با تصحیح زنده یاد استاد علی اصغر حکمت است. امروز بصورت اتفاقی این کتاب را باز کردم و اولین صفحه پیشگفتار آن را خواندم. خیلی برایم جذاب بود. حال و وقتم خوش گشت. گفتم شاید برای شما هم جذاب باشد. اگر از استاد انزابی نژاد فقط همین یک صفحه را می خواندم باز به بزرگی ایشان اعتراف می کردم. پس بخوانیم:

“ارجداری و پارسایی و هنرمندی را چه زیانی دارد اگر مردم، گور جایی به پهنا و درازای ۴ در ۸ بَدَست – که رشیدالدین میبدی در آن آرمیده باشد- ندانند و نشناسند. چه مایه از شایستگی مرد کاسته خواهد شد اگر سنگی نیمه شکسته به دست نیاید که بر روی آن نوشته شده باشد: کل من علیها فان … آرامگاه ابدی ابوالفضل میبدی؟!

همین دو ماه پیش بود – در اردیبهشت ۷۴ – که به مناسبت نهصدمین سال تالیف تفسیر کشف الاسرار نام او در زادگاهش گرامی داشته شد. این یعنی که مردم، هنر و دانش و شایستگی را ارج می نهند؛ این یعنی که حافظه مردم در هم ریخته نیست؛ و این یعنی که بایگانی یادها و یادداشته های همگانی بسامان است و دلیل سختگی و استواری سخن آن مرد دانا که گفته: “همگان را برای مدتی می توان گول زد، گروهی را برای همیشه می توان فریب داد، اما همگان را [= و تاریخ را] برای همیشه نمی توان گول زد.

خوانده ایم، اگر چندگاهی معاویه امیرمومنان شد و برجای پیامبر و جانشینان وی تکیه زد؛

شنیده ایم، اگر چند سالی بیدادگری را -به دروغ و زور، دادگر خواندند؛

دیده ایم، اگر چند روزی بیراهی را راهدان و راهنما نام دادند و چون لاشه ای، در کعبش دمیده، و فربه نمودند اما همین که موجها خوابیدند و شط جلیل تاریخ در بستر طبیعی خود روان گشت، نام آن امیرالمومنین ناشایست با نفرین قرین شد؛ و یاد آن دادبخش بیداد با ناسزا همراه گردید؛ و لکه های ننگ در کنار نام آن راهدان بیراه نشست. همیشه چنین بوده، حتی در کتابهای لغت و فرهنگ ما کلمه “روسپی” هرچند روی سفیدی معنی دهد، رسوایی و سیاهرویی زن بلایه کار را پنهان نمی کند.”

این بود صفحه اول پیشگفتار کتاب نواخوان بزم صاحبدلان اثر زنده یاد استاد دکتر رضا انزابی نژاد، استاد فقید گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد. دو سه سال پیش که به مشهد رفتم به یاد ایشان افتادم و می دانستم در خواجه ربیع آرمیده اند. به آنجا رفتم و قبر شریفشان را پیدا کردم و فاتحه ای برایشان خواندم. شما هم اگر فرصت داشتید اکنون برای ایشان فاتحه ای بخوانید. این یعنی همان مطلبی که خودشان در بالا فرمودند: “مردم هنر و دانش و شایستگی را ارج می نهند”

روحشان شاد و یادشان گرامی

#دکتر_علی_اکبر_قاسمی_گل_افشانی

🆔 @golafshani