‍ چکیده‌ای از سخنان استاد میرجلال‌الدین کزازی درباره…

‍ چکیده‌ای از سخنان استاد میرجلال‌الدین کزازی درباره ولنتاین و سپندارمذگان

براستی مایه‌ی دریغ و اندوه من است که ما ایرانیان که یکی از دیرینه‌ترین و باشکوه‌ترین فرهنگهای جهان را داریم و بدان می‌نازیم، به جشنها و دیگر هنجارهای فرهنگی بیگانگان روی بیاوریم .

گاهی کسانی و خانواده‌هایی را می‌بینم که یکسره بیگانه با فرهنگ نیاکانی، خام‌اندیشانه جشن سپندارمذگان را با ولنتاین می‌سنجند . بی هیچ گمانی آنها خرد باختگانی هستند که کیستی و چیستی خود را فراموش کرده‌اند.

اگر می‌خواهیم زنان ایرانی را در جشنی گرامی بداریم، سزاوار و برازنده است که از جشن سپندارمذگان بهره ببریم که آیینهای آن یکسره ایرانی است و با منش و فرهنگ ما سازگار است .

اگر جهانیان اندکی درباره‌ی جشن سپندارمذگان ما می‌دانستند، هرگز به ولنتاین دل خوش نمی‌کردند و سپندارمذگان، جشن جهانی بزرگداشت زن می‌شد .

در میان فرهنگهایی که من می‌شناسم، جشنی هم‌پایه‌ی سپندارمذگان پدید نیامده است و هیچ یک از آنها به اندازه‌ی فرهنگ ایران، زنان را گرامی نمی‌دارد .
.
در فرهنگ بشکوه ایرانی، زن بانو نامیده می‌شود. بان ریختی دیگر از بام است که همچنان در بامداد داریم به چمار یا معنی روشنایی و فروغ . ایرانیان بدان روی زن را بانو نامیده‌اند که او را چراغ و روشنایی سرای خود می‌دانسته‌اند و می‌دانند .

به دنیا بس همین یک افتخارم
که یک ایرانی والا تبارم .

☃️❄️