یادکرد فروغ فرخزاد #دکتر_عبدالرضا_مدرس‌_زاده ٢۴ بهمن…

یادکرد فروغ فرخزاد

#دکتر_عبدالرضا_مدرس‌_زاده

٢۴ بهمن سالگرد درگذشت شاعر نامدار روزگار ما بانو فروغ فرخزاد بر اثر حادثه تصادف خودرو در شمال شهر تهران است(١٣۴۵)
راست این است که فروغ در حالی که تازه “به فصل سرد ایمان آورده بود” و هنوز سرخوش از جشن”تولدی دیگر” بود، بسیار زودتر از آن که هرکسی گمان آن را داشت، از دنیا رفت.
اگر فروغ این‌گونه ناتمام، تمام نمی‌شد و چون داغ پروین اعتصامی،خسارتی بی‌جبران از فقدان او فراهم نمی‌شد، ادب معاصر ما این‌گونه توفیق شنیدن حرف‌هایی تازه‌تر را از این شاعر جسور و نوجوی را از دست نمی‌داد.
اگرچه به خلاف برخی منتقدان، این فقیر خاک‌آلود ورود به بخش‌های شخصی اما نه‌چندان پنهان زندگی فروغ را نه‌تنها شرعی که اخلاقی هم نمی‌داند، اما برای نکوداشت یاد او و دادن گزارشی دیگر از زندگی و شخصیتش، برخی موارد را با هدف ذکرخیر بیان می‌کند.
روشن است که فروغ با کارهایی که کرده و ماجراهایی که داشته به همین شکل و شمایل، به کام باور و کارکرد بسیار کسان خوش‌نشسته‌است و بسیار دیده و شنیده‌ایم که کسانی کوشش کرده‌اند حتی در شکست‌خوردن‌های عاطفی و اخلاقی با فروغ هم‌ذات‌پنداری کنند و اتفاقا سر خود را هم از این بابت بالا بگیرند! چون مشبه‌به ایشان فروغ است!!
انصاف درباره فروغ این است که بگوییم ما با دو فروغ روبرو هستیم؛ فروغ شعرهای اسیر و دیوار و عصیان و فروغ دوره تولدی دیگر و ایمان بیاوریم و البته این تاکید را هم پیوست مقام او بسازیم که اگر فروغ زنده می‌ماند؛ بی‌بازگشت به دوره اسیری در دیوار عصیان، هر روز برای تولدی‌دیگر خود جشن می‌گرفت و آن اندازه تجربه یافته‌بود که مگس‌های گرد شیرینی تولد را هم به مگس‌ران شهامت و پختگی دور کند.
آنها که در همه سطرهای دفتر خاطرات فروغ حضور دارند‌، احتمالا حواسشان نیست که چگونه احساسات زنی را از سادگی چیزی کم‌ندارد( و البته بی‌پرواست) دست‌فرسود سرخوشی‌های بی‌سر و ته خویش کرده‌اند و نیاز او را به اعتماد، با هوس‌هایی شرافت‌آلود با بزک غیرت پاسخ داده‌اند.
حتم داریم که اگر فروغ به سال‌هایی بیشتر از زندگی دست می‌یافت و در سن و پختگی چون سیمین‌های شعر و داستان می‌رسید، سخن‌گفتن در باره او و جمعه‌های ساکت و دلگیر او از گونه‌ای دیگر بود و خود او در حاشیه شعرش توضیح می‌داد که چگونه از مقطع :
_تو پیش نرفتی؛
تو فرو رفتی
خود را نجات داده‌است.
احتمالا می‌توانست توضیح بدهد که پس از سینمای فردین چه رخ داد و طعم پپسی چگونه دگرگون شده‌است و سرنوشت سید‌جواد پاسبان محله به کجا کشید.
نمی‌توان از توفیق فروغ در سرعت‌بخشیدن به جریان نوگرایی و تاثیر حتی عاطفی‌‌اش بر امثال سپهری و سایه یاد نکرد و نیز نمی‌شود نگفت که بی‌بودن فروغ _ همین فروغ ناتمام تمام شده _ شعر زنانه در ادب فارسی بسیاری از تجربه‌هایش را هنوز به دست نیاورده بود.
گرامی‌داشت فروغ؛ پاسداشت شاعری بیدار و گریزان از خواب زمستانی در آغاز فصل سرد است.
جوانان خواهان شعر امروز به ویژه شعر زنانه فروغ را به شرطی گرامی بدارند که کتاب‌های لاغر میان شعر او، صفحات بادبرده بسیاری دارد که می‌توان آنها را در خیال خویش یافت و به شیرازه حسن‌تعبیر، منسجم و در دسترس قرار داد.
یادش گرامی باد و
چراغ سبز الله مسجد مفتاحیان
در سرای جاودانگی او آویخته باد.

☃️❄️🖤