برشانه های شهر که گیسوی تو…. چکید از دست های شعر فقط…

برشانه های شهر که گیسوی تو…. چکید
از دست های شعر فقط بوی تو…. چکید

یک قطره از عصاره ی مهتاب نیمه شب
از آسمان جدا شد و بر روی تو…. چکید

محراب ها قیام نمودند بر سر –
الله اکبری که از ابروی تو…. چکید

دردی که روی دست دلم باد کرده بود
همراه اشک ها سر زانوی تو…. چکید

دلتنگی پرنده ی محتاج هم قفس
در حلقه های محکم بازوی تو…. چکید

جایی شبیه بندر آغوش تو نبود
این کشتی شکسته به پهلوی تو….چکید

با بوسه ام به گونه ، گلی نو شکفته شد
شرمی که از دو چشمه ی جادوی تو…. چکید

———————————————-

عالیه شما دو بزرگوار اشعارتون زیباست

هردو با هم چه اشعار زیبا میفرستید???

دیدگاهتان را بنویسید