من « تو » را تدریس می ڪنم تو زیباترین تخصصی ترین و…

من « تو » را تدریس می ڪنم
تو زیباترین
تخصصی ترین
و مهمترین درس ادبیاتی
تو
هر روز
در تمام ڪلاس های درس من
در تمام درسهای من حضور داری
از ضمیر ڪه می گویم
تنها مثال من تو یی
از صامت و مصوت
از واج
از عروض !

اصلا می دانی چیست ؟!
تمام حرفها ی عروضی نماینده یڪ حرف
یڪ صدا بیشتر نیستند
« تو »

حرف دیگری جز تو نیست
تمام آن چه باید آموخت تویی

می رسم به زمانها
ازلی و ابدی هستی
حضور داری در همه زمان ها
در ماضی و مضارع و آینده نمی گنجی
ای همیشه حاضر و ناظر

می رسم به آرایه ها
درس علوم و فنون !
تخصصی ترین درس ادبیات !

هر چه زیبایی ست در جهان
مجاز از تو ست
استعاره از تو ست
اگر چه بی مانند ی
اما
ڪیست ڪه دوست نداشته باشد
شبیه تو شود

تنها مفهوم ڪنایه ها ی عاشقانی
اگرچه در وهم نمی گنجی
اما
هستی چیزی نیست
جز
ایهام دوری از حقیقت تو
تویی ڪه
از رگ گردن به ما نزدیڪتری
جهان نیست جز
تلمیح ملیحی از حڪایت حسنت

هر چه تو را تڪرار می ڪنم
تازه تر می شوی در ڪلام من
تو را نه فقط من
ڪه جهان
تڪرار می ڪند در ذهن و زبان خود
تصدیر عاشقانه نیمای جهانی
ای زیباترین شعر نو !

به قالبهای شعر می رسم
شاعران
غزل می سرایند ڪه از تو بگویند
با تو گفتگو ڪنند
غافل از این ڪه غزل تویی
بیت الغزل تویی !
حسن مطلع تمام قصیده هایی
تو
زیباترین تخلص عاشقانه ای هستی
ڪه
نه از مقدمه !
از زمین و زمان رها می ڪند آدمی را

ڪدام دو بیتی بی تو ترانه شده است ؟!
ای مثنوی ناتمام حسن
تو را می شود مگر سرود ؟!

اصلا می دانی چیست ؟!
تمام ادبیات « تو » یی
آن هم نه به تمامی !
از تو تمام و ڪمال گفتن
نه ڪار ادبیات است نه من
و نه هیچڪس دیگر

#لطیفه_صمدوند

دیدگاهتان را بنویسید